آثار او حاوي برخي اطلاعات حسب حالي است، ازجمله در مورد خوابگردي او.
موسيبن امانوئل رسالهٴ كوچكي از او را دربارهٴ اقسام تبها در 1468، به عبري ترجمه كرد.
مترجم ناشناسي رسالهٴ عبري ديگري را با عنوان گلچين به او نسبت داده است.
گيللمو كوروي1
پزشك ايتاليايي (1250 ـ حدود 1326).
در 1250، در كانتو نزديك براشا زاده شد؛ استاد منطق در پادوا، 1274 ـ 1279؛ بعداً، در بولونيا نزد تاديو آلدروتي به تحصيل طب پرداخت؛ طبيب بونيفاس هشتم (پاپ از 1294 تا 1303)، و كلمنت پنجم (پاپ از 1305 تا 1314)، كه همراهش به آوينيون رفت، همچنين شايد طبيب يوحناي بيست و دوم (پاپ از 1316 تا 1334)؛ از اين پاپها برخي مناصب كليسايي به دست آورد؛ ازجمله در 1313، شماس اعظم بولونيا شد؛ با اين همه تا اندكي پس از مرگ كلمنت كه عازم پاريس شد، همچنان در آوينيون باقي ماند؛ پايان عمرش را در پاريس گذراند، و در 1326 يا پس از آن، درگذشت.
مهمترين تأليفش كتاب درسي در باب اعمال طب است كه بهاختصار جامع2 خوانده ميشود (و موٴلفش را هم به همين لقب ميخوانند). گيللمو شيوهٴ مدرسي استادش تاديو را دنبال كرد و جامع او مجموعهٴ غيرتحليلي تمام عقايد پزشكي است كه او توانسته دربارهٴ هر بيماري گرد آورد، و آنها را به ترتيب سر تا پا مرتب كرده است. كتاب
جامع اغلب سرمشق نويسندگان بعدي قرار گرفت؛ اين كتاب معرف نوعي از آثار پزشكي است كه در آن هنگام، تعداد زيادي امثال آن وجود داشت و هنوز هم يكباره متروك نشده است.
او رسالههاي كوچكتر متعددي هم نوشت كه كمتر جاهطلبانه و احتمالاً بيشتر مفيد بود؛ از قبيل رساله
در باب تبها، در باب سنگ كليه و مثانه، در باب جراحي، و غيره. رساله
در باب طاعون منسوب بدو منحول است، و از رسالهٴ پيترو داتوسينيانو (وفات: 1407)، اقتباس شده است.
بالاخره تعدادي كتاب راهنما نوشت، كه اگر از روي آنچه ديدهام قضاوت كنم شاهدي دقيق بوده، ولي نه آنقدر هوشمند كه خود را بتواند از بند آموختههايش آزاد سازد. روي هم رفته پزشكي بسيار باسواد بود، ولي نه خلاق.